بيانيه 200 نماينده مجلس درباره اظهارات اخير رحيم‌مشايي

200 نماينده مجلس با امضاي بيانيه‌اي ضمن محكوم كردن اظهارات اخير رئيس سازمان ميراث فرهنگي، از رئيس‌جمهور خواستار برخورد جدي شدند. 
   
 
به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، نمايندگان در اين بيانيه كه امروز در صحن علني مجلس توسط جاسم ساعدي عضو هيئت رئيسه مجلس قرائت شد، با اشاره به جمله مشايي مبني بر اينكه "ما با ملت اسرائيل دوست هستيم" خطاب به مشايي تاكيد كردند: زماني كه براي اولين بار اين سخن عجيب و مغاير با سياست‌هاي اصولي جمهوري اسلامي و مخالف صريح مواضع امام عظيم القدر و مقام معظم رهبري را معاون رئيس جمهور آقاي رحيم مشايي عنوان كرد، اين تصور ايجاد شد كه ايشان مرتكب يك اشتباه سياسي شده است كه با تسامح قابل اغماض است، ولي هنگامي‌كه اين موضوع با اين جمله تكرار گرديد كه «براي هزارمين بار و قوي‌تر از گذشته اعلام مي‌كنم» يك زنگ خطر جدي در اين مقطع در نظام به صدا درآمده كه نشان از يك انحراف غير قابل بخشش در زمينه يكي از مهمترين مسائل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است.
اين بيانيه مي افزايد: درست است كه اين انحراف فكري در يك فرد بروز كرده، ولي پست معاونت رئيس جمهوري متعلق به همه ملت ايران است و ما بعنوان نمايندگان اين ملت بزرگ و حافظان و مدافعان آنها اجازه چنين انحرافي را حتي در يك دولت اصولگرا به هيچ وجه نخواهيم داد. مفاهيم سياسي امروزه ملت،‌ داراي ويژگي‌هاي خاصي است ما با همه ملتها و اكثر كشورها دوست هستيم، اما سرزميني بنام اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسيم تا در آن سرزمين ملتي بنام ملت اسرائيل را به رسميت بشناسيم، در زمينه اين نظر كه «زمان آن گذشته است كه يك دين بر همه جهان مسلط شود»، اين نظريه خلاف نص صريح قرآن كريم كه مي‌فرمايد (ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون...) و با مباني اعتقادي ما در مورد مهدويت و اصل ظهور منافات آشكار دارد و اين نشان دهنده عدم آشنايي با معارف قرآني و مذهبي است.
نمايندگان در اين بيانيه تصريح كردند: آقاي مشايي اگر اين دانش سياسي را ندارد كه كساني كه آنها را مردم اسرائيل مي‌نامد همان اشغالگران خانه‌هاي ميليونها فلسطيني مظلوم و آواره هستند و همان كساني هستند كه بدنه ارتش رژيم صهيونيستي را تشكيل مي‌دهند و همان كساني هستند كه يازده هزار زن و مرد و كودك فلسطيني را در سياه چالها شكنجه مي‌نمايند و همان كساني هستند كه رژيم غاصب نامشروع صهيونيستي را بوجود آورده‌اند، حق ندارد از جايگاه تريبون معاونت رئيس جمهور اين موضع ذليلانه و حقيرانه را اتخاذ نمايد او اصولا صلاحيت قرار داشتن در چنين مسئوليتي را ندارد.
200 نماينده مجلس به عنوان نمايندگان "ملت بزرگ و انقلابي" ضمن محكوم كردن اين موضع "تاسف‌بار" از احمدي‌نژاد خواستند درباره اين موضع‌گيري با وي برخورد جدي كند

مشایی باید محاکمه شود

تجمع جمعي از اعضاي جنبش عدالت‌خواه دانشجويي در اعتراض به سخنان اخير رحيم مشايي در مقابل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ظهر امروز (چهارشنبه) برگزار شد.

 به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين تجمع يكي از دانشجويان ضمن اعلام آغاز اين تجمع، گفت: اين تجمع در اعتراض به سخنان آقاي مشايي مبني بر اعلام دوستي با ملت جعلي اسرائيل برگزار مي‌شود. اميدواريم ديگر شاهد چنين جسارت‌ها و حرمت‌شكني‌هايي در فضاي معطر به خون شهداء و نظام مقدس جمهوري اسلامي نباشيم.

پس از آن تجمع‌كنندگان با سر دادن شعار مرگ بر اسرائيل به اقامه‌ي نماز پرداختند.

هنگامي كه دانشجويان مشغول نماز بودند چند نفر از اين دانشجويان در مقابل درب ورودي اين سازمان پرچم اسرائيل را ترسيم كردند و بروي ديوارهاي اين سازمان شعارهاي "مرگ بر اسرائيل و دوستانش"، همچنين "مرگ بر دوستان اسرائيل" را نوشتند.

تجمع كنندگان پس از اقامه‌ي نماز شعار دادند: مرگ بر اسلام آمريكايي، مرگ بر سازشكار، نه سازش نه تسليم نبرد با آمريكا، مادران فلسطين شرمنده شرمنده، سيد حسن نصرالله شرمنده شرمنده، شهيدان شرمنده شرمنده، خميني خميني شرمنده شرمنده، سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اين تجمع، مرتضي فيروزآبادي دبير جنبش عدالت‌خواه دانشجويي، گفت: اعتراض ما به سخنان فردي است كه در دولتي مشغول به كار است كه اين دولت شعارهاي اصولگرايي و انقلابي مي‌دهد و اين موضوع براي ما مبهم است؛ چرا كه انقلاب اسلامي آغازگر گفتمان اسلام ناب محمدي در مقابل اسلام آمريكايي است و امام مهمترين ميراث شاخصه‌هاي اسلامي را براي ما به جاي گذاشته است. اما متاسفانه در چنين شرايطي اين سخنان را مي‌شنويم.

اين فعال دانشجويي ادامه داد: در اسلامي كه امام به ما معرفي كردند بنا بود انقلاب اسلامي به الگوي مبارزاتي مسلمانان جهان تبديل شود، با تمام نظام‌هايي كه مباني الحادي دارد به مبارزه بپردازد، همه‌ي مظلومان عالم را ياري دهد و در مقابل مستضعفين ايستاده و به آنها راه مبارزه را بياموزد. در انديشه‌ي امام موضع ايشان نسبت به ملت صهيونيست شفاف و روشن بود اما انگار برخي مي‌خواهند نگاه جديدي را در كشور باز كنند كه امام در ساليان گذشته آن را رد كرده است.

وي با تاكيد بر اينكه دوستي با اسرائيل بدعتي جديد در كشور است، به فرموده‌ي امام مبني بر اينكه "اسرائيلي‌ها غاصبند"، "يك اسرائيلي پايش را بگذارد ايران، بر مردم ايران واجب است كه اينها را از بين ببرند"، "يهودي در كشورهاي ديگر، با يهودي در فلسطين اشغالي فرق مي‌كند. همه يهودياني كه در فلسطين اشغالي اسكان داده شده‌اند در حكم همان سربازان و اجزاء رژيم غاصب هستند و برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائيلي است" اشاره كرد.

فيروزآبادي ادامه داد: مگر ما در جمهوري اسلامي، اسرائيل را به رسميت مي‌شناسيم كه قرار باشد ملتي به آن نام وجود داشته و با آن دوستي برقرار كنيم. از سوي ديگر مواضع مقام معظم رهبري نيز در اين زمينه شفاف است. ايشان فرموده‌اند ملت اسرائيل يك ملت جعلي و دروغي، اراذل و اوباش و قصاب و بي‌هويت هستند. حال ما قرار است با اين ملت دوست شويم؟

دبير جنبش عدالت‌خواه دانشجويي، با تاكيد بر اينكه ملت ايران در اين زمينه با شما همراه نيست؟ اظهار كرد: نگاه ملت ايران نگاه امام و رهبر نظام است و از مكتب آنها الگو مي‌گيرد. ما از جناب رييس جمهور گلايه داريم كه چرا با چنين سخنان و مواضعي برخورد نمي‌كند.

اين فعال دانشجويي در ادامه با بيان اين كه در دنيا بزرگ‌ترين نقطه‌ي قوت كشور بحث سياست خارجي بوده است، ابرازعقيده كرد: اما در حال حاضر كشور ما اين پايگاه مقاومتي را از دست داده و چنين برخوردهاي رييس جمهور قابل فهم نيست. آقاي مشايي پس از اولين اظهارنظر در رابطه با دوستي با ملت اسرائيل عذرخواهي كردند اما تكرار اين سخنان جاي سوال دارد.

وي ادامه داد: اگر بنا باشد خط و فعاليت‌ها در جهت دوستي با ملت اسرائيل و بازگشايي دفتر حفاظت از منافع آمريكا و مواردي از اين دست باشد ما روش‌هاي ديگري را در پي خواهيم گرفت. از اينرو بدانيد كه اين اظهارات بي‌پاسخ نخواهد ماند و اجازه‌ي ادامه‌ي اين سخنان را نمي‌دهيم.

پس از اين سخنان تجمع‌كنندگان شعار دادند مرگ بر مخالف رهبري.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه‌ي اين تجمع پوريزدان‌پرست به نمايندگي از دانشجويان عدالت‌خواه شيراز ضمن ياد از احمد متوسليان، گفت: آقاي احمدي‌نژاد با طرح بحث هولوكاست به عنوان بزرگ‌ترين تكذيب‌كننده‌ي اين قضيه در سطح جهان مطرح است. آيا اين موضوع تاكتيك سياسي براي حفظ اصول است؟ اما با اين سخنان اصول را نابود كرده‌ايم.

وي افزود: اگر امام از پيش ما رفته است فرزندانش در اين كشور حضور دارند و اجازه نمي‌دهند برخي به خاطر منافع‌شان ارزش‌ها را زير پا بگذارند.

در اين هنگام تجمع‌كنندگان شعار دادند خميني شاهد باش ما اعتراض كرديم، رهبرا شاهد باش ما اعتراض كرديم.

اين فعال دانشجويي خاطرنشان كرد: اينكه چه كسي تنها ادعاي اصولگرايي كند كافي نيست. ملاك پيروي از خط امام و رهبري است. بر اين اساس ملت ما عقد اخوت با هيچ كسي نبسته است.

به گزارش ايسنا، هادي‌زاده يكي از فعالين دانشگاهي در ادامه‌ي اين تجمع، تاكيد كرد: اگر بسيج مستضعفين جهان اسلام تشكيل شده بود كسي جرات جسارت به فرزندان معنوي رسول‌الله را نداشت.

وي صحبت‌هاي مشايي و صحبت‌هايي كه در اين راستا صورت گرفته را نشان از سياست خارجي نادرست و خطرناكي در شرايط فعلي دانست كه تجلي آن در زمزمه‌ي بازگشايي دفتر حفاظت از منافع آمريكا در ايران شنيده شده است.

اين فعال دانشجويي ادامه داد: آنها مي‌خواهند دفتر حفاظت از منافع آمريكا را در كشور باز كنند تا مردم آمريكا با اسلام آشنا شوند و ما آيا توان و نيروي لازم براي اين كار را داريم. آيا آنها بر شما غالب نمي‌شوند. آيا سربازاني كه فكر مي‌كنيم قرار است اين كارها را انجام دهند وجود دارند؟ نسخه‌ي اشتباهي پيچيده‌ايد، نسخه‌ي درست همان است كه امام تاكيد كرد و بايد هسته‌ي مقاومت در سرتاسر جهان تشكيل شود.

وي با بيان اين كه ما امروز خواهان محاكمه‌ي آقاي مشايي توسط مقامات قضايي كشور هستيم تا به سياست خارجي مشكل‌ساز كنوني پاسخ داده شود، ابراز داشت كه در غير اين صورت خود وارد عمل مي‌شويم تا جوابي براي كودكان فلسطيني داشته باشيم.

در اين هنگام تجمع‌كنندگان شعار دادند كودكان فلسطيني شرمنده شرمنده.

بعد از بيان اين سخنان، ايالتي عضو جنبش عدالتخواه دانشجويي بيانيه‌ي تجمع‌كنندگان را خواند و آنها پس از آتش زدن پرچم اسرائيل دعاي فرج را خواندند.

در اين تجمع پلاكاردهايي با اين مضامين وجود داشت: چه كسي غاصبان خانه‌ي حنظله را دوست دارد، اسرائيل را شيطان بر زبانت جاري كرد، خائنين به جهان اسلام، گزينه‌ي بعدي انقلابي‌گرايي دولا دولا نمي‌شود، دليل حمايت از دوست اسرائيل چيست؟ و...

همچنين در اين تجمع حضور نيروي انتظامي و انتظامات سازمان ميراث فرهنگي به چشم مي‌خورد.

به گزارش ايسنا در بيانيه اين تشكل آمده است: انقلاب اسلامي در شرايطي به منصه ظهور رسيد كه علي رغم اختلاف نظرات و تشتت آراء انقلابيون، پاره اي موارد نظير استكبار ستيزي، مبارزه با ظلم، مبارزه با اشغالگري، حمايت از مشتضعفين و ... جزء اصول لاينفك و غيرقابل خدشه آن به شمار مي‌رفت. اين اصول كه از ابتداي حركت حضرت امام (ره) و در دل نهضت انقلابي مردم ايران به عنوان شعارها و به تعبير بهتر اجزاي چشم انداز نظام اسلامي بيان مي شد در طول ساليان مبارزه ادامه يافت و طبعا پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در دست گرفتن حاكميت از سوي دينمداران بيشتر مورد تاكيد قرار گرفت، لكن در طول ساليان پس از انقلاب و تجربه حكومت دسته هاي مختلف سياسي شايد تنها اصلي كه بتوان گفت كمابيش مفهوما و مصداقا مورد اتفاق تمامي آنها بوده" مبارزه جدي با رژيم اشغالگر قدس با غايت نابودي آن از عرصه هستي" باشد.

اين بيانيه مي‌افزايد كه اما اخيرا رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در سخناني كه آن را گستاخانه و نابخردانه خوانده‌اند، از دوستي با مردم اسراييل سخن گفته و عجيب تر آنكه در اظهارات مجدد خود به تكرار آن پرداخته است. معلوم نيست در شرايطي كه خط امام و رهبري معظم انقلاب به عنوان محور اصولگرايي شناخته مي شود چگونه در ابتدايي ترين اصول انقلاب اسلامي آن هم از سوي معاون رييس جمهور تشكيك حاصل مي‌شود؟

در اين بيانيه آمده است: جاي تاسف است در شرايطي كه در گوشه و كنار، خبرهاي سازش كشورهاي عربي با رژيم غاصب صهيونيستي منتشر مي شود و در شرايطي كه انقلاب اسلامي ايران دوره حساسي را در حوزه سياست خارجي تجربه مي كند و عبارات مسوولين كشورها مورد توجه دقيق رسانه‌ها قرار مي گيرد، كسي كه مسووليت سازماني وي هيچ ربطي به حوزه سياست خارجي كشور ندارد و اسفناكتر آنكه منتسب به جريان اصولگرايي است، در كنفرانس مطبوعاتي خود به اظهار دوستي نسبت به همه مردم دنيا حتي مردم اسراييل مي پردازد و بي پروايانه اعلام مي دارد كه بنده به حرف هايم افتخار مي كنم و آنها را اصلاح هم نمي‌كنم.

اين سخنان در حالي اظهار مي شود که ديدگاه‌هاي حضرت امام و رهبري معظم انقلاب در اين زمينه کاملا روشن بوده و بر اساس همين مبناست که فتواي جواز عمليات هاي استشهادي نيز از سوي ايشان صادر مي شود و يا اينكه بنيانگذار جمهوري اسلامي صراحتا در قبال اين قوم موضع گيري مي‌نمايند : "يهودي در كشورهاي ديگر، با يهودي در فلسطين اشغالي فرق مي‌كند. همه يهودياني كه در فلسطين اشغالي اسكان داده شده‌اند در حكم همان سربازان و اجزاء رژيم غاصب هستند و برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائيلي است."

عمر مسئوليت مشايي به پايان رسيده

 آقاي مشايي 30 سال دير آمدي، اينجا انقلاب شده، ما هزاران شهيد داده‌ايم و انگار شما خواب بوده‌ايد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، دانشجويان عضو جنبش عدالت‌خواه دانشجويي با در دست داشتن تصاويري از امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري، سيد حسن نصرالله، شهيد فتحي شقاقي، شهيد عبدالعزيز الرنتيسي، شيخ احمد ياسين و سردادن شعارهاي «مرگ بر سازشكار»، «مرگ بر اسرائيل»، «مشايي مشايي، استعفا استعفا» و «مشايي مشايي، خجالت خجالت»، نسبت به سخنان اخير رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اعتراض كردند.
اين دانشجويان با در دست داشتن پلاكاردهايي با مضامين « امام خميني(ره): من براي موفقيت همه عزيزاني كه به اسرائيل و منافع آن ضربه مي‌زنند دعا مي‌كنم»، «توهم عبور از امام را به گور خواهيد برد»، «مشايي!! بترس از خشم خدا و غيرت نجيب‌ترين مردم دنيا»، «كودكان فلسطيني شرمنده‌ايم»، «چه كسي غاصبان خانه حنظله را دوست دارد»، «آقاي رئيس‌جمهور! دليل حمايت از دوست اسرائيل چيست؟»، «اسفنديار روئين‌تن، بصيرت ندارد» و ... خواستار عذرخواهي از مردم و عزل مشايي شدند.
دانشجويان تجمع‌كننده در ادامه پس از تلاوت قرآن، نماز جماعت ظهر و عصر را اقامه كرده و با سردادن شعارهاي «نه سازش نه تسليم نبرد با آمريكا»، «مرگ بر سازشكار»، «مرگ بر تحجر»، « مرگ بر اسلام آمريكايي»، «مشايي مشايي ننگت باد ننگت باد»، «خيبر خيبر يا صهيون جيش محمد قادمون» به تجمع خود ادامه دادند و يكي از دانشجويان نيز با اسپري عبارت «مرگ بر دوستان اسرائيل» را بر روي ديوار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نوشت.
صادق شهبازي مجري مراسم با بيان اينكه دانشجويان مسلمان در اعتراض به سخنان ننگين و سازشكارانه كه به نفع آمريكا و عليه جبهه مقاومت زده شده، تجمع كرده‌اند تا به اين انحراف آشكار اعتراض كنند، از فيروزآبادي دبير جنبش عدالتخواه دانشجويي براي ايراد سخنانش دعوت كرد.
مرتضي فيروز آبادي دبير جنبش عدالتخواه دانشجويي با بيان اينكه انقلاب اسلامي آغازگر گفتمان اسلام ناب در مقابل اسلام آمريكايي بود، افزود: شاخصه‌هاي اسلام ناب محمدي(ص) يكي از مهمترين مسائلي است كه از امام راحل به عنوان ميراث بجا مانده ‌است.
وي با بيان اينكه در اسلام ارائه شده از سوي امام (ره)، انقلاب براي ياري تمام مظلومين عالم و ايستادگي در برابر ظالمان بر پا شده است، اظهار داشت: در اسلام ناب، جهاد، مبارزه و... وجود دارد و موضع در مورد رژيم غاصب صهيونيستي، كاملاً شفاف و روشن است.
وي به قرائت بخشي از بيانات مقام معظم رهبري درباره موجوديت جعلي رژيم غاصب صهيونيستي پرداخت و گفت: در اين شرايط اظهارات مشايي خيلي تعجب‌برانگيز است و تازه به قول خودش هزار بار هم تكرار مي‌كند، البته بايد عواقب آن را بپذيرد چرا كه ملت حامي رهبري است و در مقابلش مي‌ايستد.
اين فعال دانشجويي با تاكيد بر اينكه ما دشمنِ دوستان اسرائيل هستيم، اظهار داشت: ما از رئيس جمهور گلايه داريم كه چرا با مواضع آقاي مشايي مماشات‌گونه برخورد مي‌كند.
فيروز‌آبادي با بيان اينكه اينگونه اظهارات باعث از دست رفتن پايگاه مقاومت و نااميدي مبارزان خواهد شد، عنوان كرد: وقتي آقاي مشايي براي بار اول اين سخنان را عنوان كرد، اميد مي‌رفت اشتباهي شده باشد و به سمت اصلاح آن بروند اما تكرار اين سخنان جاي بسي تاسف است.
وي در ادامه تصريح كرد: اين خطا بايد پيگيري شود كه چه كسي پشت آن است و چرا شخصي در اين سطح جسورانه اين سخنان را مطرح مي‌كند و اما اگر اينگونه مواضع ادامه پيدا كند بدون پاسخ نخواهد ماند.
فيروزآبادي در پايان گفت: اميدوارم كار به جايي نكشد كه به بند «ميم» از وصيتنامه امام راحل عمل كنيم.
در ادامه اين تجمع فروز رجايي‌فر نیز از مواضع اخیر دولت به شدت انتقاد نمود.

پس از سخنان رجايي‌فر، صادق شهبازي مجري مراسم با بيان اينكه آقاي مشايي زماني مطرح كرد كه اسلامگرايي به پايان رسيده يا الگوي ما تركيه است و...، اظهار داشت: اكنون هم ما مي‌گوئيم كه عمر مسئوليت آقاي مشايي به پايان رسيده‌است.
وي خطاب به مشايي اضافه كرد: آقاي مشايي 30 سال دير آمدي، اينجا انقلاب شده، ما هزاران شهيد داده‌ايم و انگار شما خواب بوده‌ايد.
در ادامه اين تجمع دو نفر از اعضاي فعال جنبش عدالتخواه دانشجويي از شيراز و اصفهان نظرات خود را اعلام كرده و خاطرنشان كردند: فرزندان روح‌الله زنده‌اند و در مقابل افكار و خيالات موهوم مي‌ايستند.
تجمع دانشجويان با قرائت بياينه ‌جنبش عدالت‌خواه دانشجويي پايان يافت

ای دو سه تا کوچه زما دورتر...

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر

نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما...

شيرين عبادي، «احباي عزيز» سران بهائيت

gfdgd شيرين عبادي، «احباي عزيز» سران بهائيت

سران فرقه ضاله بهائيت در تقديرنامه‌اي از شيرين عبادي رييس کانون غيرقانوني به اصطلاح مدافعان حقوق بشر در ايران، از وي به خاطر آنچه که دفاع از حقوق خود ناميده‌اند، قدرداني کرده‌اند.

 

جالب اينکه سران اين فرقه ضاله تقديرنامه خود را براي شيرين عبادي از سرزمين‌هاي اشغالي در حالي که تحت حمايت صهيونيست‌ها قرار دارند، ارسال کرده‌اند.

در گزارش مورخ 6 اکتبر 2007 که از سوي سران تشکيلات بهائيان ايران به بيت العدل بهائيان (مستقر در اسرائيل) ارسال شده، از شيرين عبادي و کانون مدافعان حقوق بشر به دليل برگزاري يک کنفرانس مطبوعاتي با عنوان "حق‌ آموزش و پرورش" در 26 مهرماه 1386 تشکر شده است.

در اين گزارش که از شيرين عبادي و اعضاي کانون غيرقانوني مدافعان حقوق بشر در ايران با عنوان "احباي عزيز" نام برده شده، تأکيد شده است: «برگزاري اين کنفرانس، نشانه‌اي از حسن نيت و صداقت مسؤولين کانون و همچنين آمادگي جو ايران براي فعاليت‌هايي که احباي عزيز در عرض چند سال گذشته به آن مبادرت ورزيده‌اند، مي‌باشد. بيت‌العدل توصيه مي‌فرمايند که هيات ياران در نامه‌اي خطاب به کانون مدافعان حقوق بشر از حسن نيت، صداقت و شجاعت ايشان در دفاع از حقوق جامعه بهايي تشکر کنند.»

به دنبال اين گزارش، بيت العدل بهائيان که در اسرائيل مستقر است با ارسال تقديرنامه‌اي به کانون مدافعان حقوق بشر ايران، "خدمات" شيرين عبادي و ساير اعضاي اين کانون را به فرقه بهاييت صميمانه مورد تقدير قرار داد

و چه كسي مي‌داند كه جنگ چيست؟

متن زير از نوشته‌هاي شهيد احمدرضا احدي رتبه اول كنكور پزشكي مي‌باشد كه در ذيل خدمتتان ارائه مي‌شود.

-------------------------

و چه كسي مي‌داند كه جنگ چيست؟

ادامه نوشته

ریگی به نام ریگی!

2 عضو ديگر از گروهک تروريستي جندالله، به سرکردگي "عبدالمالک ريگي"، به جرم محاربه و فساد في‌الارض، اعدام شدند [14 مرداد 1387].

بعداز اجرای این حکم تاحالا تعداد زيادي از وبلاگ‌ها و سایت‌های طرفداربه اصطلاح حقوق بشر! و جامعه مدني! را براي بررسي واکنششان به اين موضوع مرور مي‌کردم که نتايج خيلي جالبي برايم داشت.

به تعبير اين حضرات! تروريسم و خشونت دو تعريف دارد:
1- تروريسم خوب!
2- تروريسم بد!
که ريگي و گروه جندالله و دار و دسته بي‌عقلش! جزو گروه اول محسوب مي‌شدند.

در ديدگاه برخی دیگر از اين حضرات، حتي اگر اين گروه، جنايتکار هم باشد، نبايد حکم اعدام برای آنها صادر می‌شد، چون اعدام خلاف حقوق بشر و از مصاديق نقض حقوق بشره!!
اينجا دوباره همان تعريف بالا براي حقوق بشر پيش مياد:
1- حقوق بشر قابل قبول!
2- حقوق بشر غير قابل قبول!

نتايج اخلاقی و سياسی از اين موضوع:
1- جنايتکاران جنگ جهانی دوم نبايد اعدام می‌شدند، چون اين کار خلاف حقوق بشره! و دادگاه نورنبرگ رأی اشتباهی صادر کرده!!
2- چشم مردم عراق، افغانستان، فلسطين، لبنان و خيلی جاهای ديگه کور!! حقوق بشر کيلويی چنده!!
3- اگر تروریست‌ها در گذشته یکی دوتا مقاله توی بعضی! از رونامه‌ها نوشتند و یا چند کیلوبایتی! فضای وب را با وبلاگشان اشغال کردند، امروز اگر تروریست شدن و به جرم قتل و جنایت اعدام شدند، جامعه روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان مورد تعدی قرار می‌گیره! آخه روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان جزو معصومین جدید هستند!!

جالب آنجاست که "عبدالمالک ریگی" به عنوان فردی آزادی‌بخش!! با صدای آمریکا مصاحبه می‌کنه و خیلی هم تحویلش می گیرند! [دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید] اما ریگی و ارباب‌هایش خودشان بهتر از هر کسی می‌دانند که چون ریگی[سنگ ریزه] هستند در برابر کوه استواری به نام ج.ا.ایران.

در همین رابطه بخوانید:

يك وبلاگ نويس اعدام شد!

با مخالفت کورکورانه با اعدام مخالفم.

ارتباط تنگاتنگ آمريكا با گرو‌ه‌‌هاي تروريستي در جنوب شرق ايران.

عکس‌هایی از جنایات جندالله و عبدالمالک ریگی(+18 ؛ در صورت داشتن نارحتی روحی و قلبی مشاهده نکنید).

اعیاد شعبانیه مبارک

اعیاد شعبانیه مبارک

اعیاد شعبانیه مبارک

و ای خدای حسین؛ مرا حسینی بمیران تا لذت زندگی را دریابم.

شب عیده و شب شور و سرور و خنده و شادی.

انشا الله که همیشه دلتون شاد و لبتون پرخنده باشه.

گاهی اوقات توی این شب‌های عید هم...

نمی‌دونم چی‌بگم...

بعضی ما آدمها داریم چی‌کار می‌کنیم، کجا می‌ریم، مگه این دنیا چند روزه؟

نمی‌دونم چرا، ولی گاهی ما آدم‌ها فکر می‌کنیم قراره همیشه و تا آخرین روز دنیا زنده باشیم؛
و ای دنیا که واقعاً اسمت برازندته!

[نمی‌دونم روی چه حسابی بعضی‌ها اسم دختراشونو می‌زارن دنیا!!! (به معنی پست و بی‌ارزش؛ از ریشه کلمه "دنی")].

نمی‌دونم چطوری بگم؛ قاطی کردم!

آخه آدم درد دل و بغض گلوشو به کی بگه؟

یا امام حسین(ع)، توی این ماه معظم و در این شب میلادت ازت می‌خوام که دست همه ما آدم‌های گمشده تو کوچه پس کوچه‌های دنیا و غرق در بازی‌های کوچک و بی‌ارزشش را بگیر و به جای حسین حسین گفتن‌های تقلیدی و جوگیرانه!! مرام و فرهنگ حسینیتو یادمون بده.

به قول عزیزی، به بعضی از ماها یاد دادن برای حسین گریه کنیم، اما یاد ندادن چرا باید گریه کنیم!

و ای خدای حسین؛ مرا حسینی بمیران تا لذت زندگی را دریابم.

فرقه يزيدي  

اين فرقه يكي از فرقه هاي قديميه كه باني اون شخصي به اسم "عدی ابن مسافر اموی" (قرن سیزده قبل میلاد) مي باشد. عده اي اين فرقه رو برداشته شده از آيين زرتشت ميدونند اما خود يزيديا اين رو رد ميكنن اين فرقه تلفيقي است از باور زرتشتى، ميترائى و صوفى. در اين باور "يزدان" در آغاز مرواريدى آفريد كه پس از گذشت چهل هزار سال شكست و ملك طاووس (شيطان)، فرشته مقرب يزدان، از خرده ريز همين مرواريد "جهان مادى" را خلق كرد. پس از آن بود كه فرشتگان ديگر توسط يزدان خلق شدند. در اين باور، "شيطان" نه دشمن خدا كه شريك او در خلقت جهان است "شيطان" نه فرشته مغضوب وسوسه گر كه آموزگارى خردمند براى انسان است. در اين باور خدا پس از خلق انسان خودش را از ماجرا كنار كشيده و دخالتى در نيكى و بدى او ندارد. آنكه راه نيك و بد را نشان انسان ميدهد همانا ملك طاووس است.
يكي از چيزهاي جالب هم كه درباره مغضوب بودن شيطان از طرف خدا به آن اعتقاد دارند همين ظلم خدا به شيطانه ... همونطور كه ميدونيد جهان از 4 عنصر تشكيل شده : آب، خاك ، باد ، آتش . انسان از آب و خاك ساخته شده و شيطان از آتش. و ترکيب آب و خاك منوط به تحت تاثير قرار گرفتن آتش است و في نفسه آتش ترجيح دارد بر آب و خاک و شيطان که جنسيت آتش دارد نميتواند بر ترکيبي از اب و خاک سجده کند چون در مقام بالا تر قرار ميگيرد و اينطوري نتيجه ميگيرن خدا به شيطان ظلم كرده و درسته كه شيطان مخلوق خداست اما از انسان برتره و شيطان از اين جهت مورد پرستش قرار ميگيره که حکم يه موجود صاحب حق در مقابل خدا پيدا ميکنه و اونا به تبعيض خدا گه در حق شيطان بود اعتراض دارن ....

فرقه هاي قديمي شيطان پرستي كه تو ايران هستند شاخه هايي از همين يزيديا هستن با كمي تفاوت .

پنجم مردادماه سالروز آغاز عملیات مرصاد در سال 1367

Imageگروهك منافقين در پي حملات عراق به خاك ميهن اسلامي و عقب‏نشيني‏هاي موقت رزمندگان اسلام، با تصور اين‏كه پذيرش قطعنامه 598 ناشي از جدايي ملت و دولت است، به خيال واهي، فرصت را غنيمت شمرده و سعي در رسيدن به اهداف پليد خود نمود.
منافقين با جمع‏آوري ديگر ضد انقلابيون سرخورده، از كشورهاي مختلف اروپايي، نيرويي به استعداد تقريبي 15 هزار نفر فراهم كرده و با بهره‏گيري از جنگ‏افزارهاي اهدايي صدام و ديگر اربابان خود، حمله خود را از غرب كشور به خاك جمهوري اسلامي ايران آغاز كردند.
 
نيروي هوايي عراق با حمايت مقدماتي، آنها را براي ورود به عمق خاك ايران و در نهايت، فتح تهران، ترغيب مي‏كند. با اين اتحاد شوم، قسمت‏هايي از اراضي ميهن اسلامي مورد تجاوز قرار مي‏گيرد. ملت سلحشور و مسلمان ايران، پس از اطلاع از تجاوز منافقين به ميهن اسلامي، به خروش آمده و به جبهه‏هاي جنگ اعزام مي‏شوند.
سرانجام عمليات مرصاد در پنجم مرداد ماه 1367، با رمز مبارك يا علي(ع) و به منظور مقابله با منافقين در منطقه اسلام‏آباد و كرند غرب در استان كرمانشاه، آغاز گرديد. منافقين خلق، خوشحال از پيروزي‏هاي مقدماتي و در يك اقدام عجولانه، راهي باختران (كرمانشاه) شده و به خيال باطل خود، قصد حركت به سمت تهران و سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران را نمودند. راديو منافقين، با ارسال پيام به مردم باختران، از آنها مي‏خواهد كه زمينه را براي ورود ارتش به اصطلاح آزادي‏بخش مهيا سازند و آماده جذب در گردان‏ها و لشكرها باشند.
از آن طرف رزمندگان اسلام در 34 كيلومتري باختران، ناگهان راه را بر ستون‏هاي منافقين مي‏بندند و واحدهاي زرهي رزمندگان، در يك اقدام متهورانه، تعداد زيادي از ادوات سنگين زرهي منافقين را هدف قرار داده و به آتش مي‏كشند. جاده باختران - اسلام‏آباد در همان لحظات اوليه، انباشته از ادوات سوخته شده مي‏شود و عكس‏العمل سريع رزمندگان، منافقين را به فراري مفتضحانه وادار مي‏سازد.
اين عمليات در روز بعد نيز با حمله هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران با سركوبي شديد منافقان ادامه يافت و دشمن را دچار شكست سخت و سنگيني نمود. بدين ترتيب، منافقان شكست خورده، در اين تجاوز نابخردانه، متحمل تلفات و خسارات عظيمي شدند كه بيش از 120 دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره‏انداز 80 ميلي‏متري، 150 قبضه خمپاره‏انداز 60 ميلي‏متري و 30 قبضه توپ 106 ميلي‏متري منهدم شد. علاوه بر آن ده‏ها دستگاه تانك، نفربر، خودرو و نيز صدها قبضه سلاح سبك و نيز مقاديري تجهيزات پيشرفته الكترونيكي و مخابراتي به غنيمت نيروهاي اسلامي درآمد. در اين عمليات، 4800 نفر از منافقان نيز كشته و زخمي شدند.

امام زدائی در خاطره نگاری های اخیر

اولین شماره نشریه یادآور به سردبیری موسی حقانی و صاحب امتیازی موسسه تاریخ معاصر منتشر شد. این نشریه در 120 صفحه رنگی و به سبک ماهنامه شاهد یاران، به شخصیت امام خمینی در مصاحبه با برخی از شاگردان و یاران ایشان می پردازد. ورود این نشریه را به جمع نشریانت جبهه فرهنگی انقلاب تبریک می گوئیم و امیدواریم که هر شماره اش، بهتر از شماره های دیگرش باشد.
برخی مطالب این شماره:

"یافته هائی از سلوک عملی امام خمینی" در گفت و گوی یادآور با آیت الله مکارم شیرازی

"امام، حوزه و اخلاق" در گفت و گوی یادآور با آیت الله حسین مظاهری

"نگاهی دوباره به محکمات خط امام" در گفت و گوی یادآور با آیت الله محمدرضا مهدوی کنی

"تاریخچه فرهنگی نهضت امام، دغدغه ها و چالش ها" در گفت و گوی یادآور با آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

"امام از خرداد ۴۲ تا خرداد ۶۸" در گفت و گوی یادآور با آیت الله ابوالقاسم خزعلی

خاطرات منتشر نشده مرحوم آیت الله حاج شیخ احمد مجتهدی تهرانی از سلوک اخلاقی و فقهی امام

"مختصات خط امام" در میزگرد یادآور با محمد حسن رحیمیان، سیدعلی اکبر محتشمی و محمدرضا ناصری

"نیم قرن با امام، گفته ها و ناگفته ها" در گفت و گوی یادآور با آیت الله سیدهاشم رسولی محلاتی

"امام در نجف، راهبردها و آثار" در گفت و گوی یادآور با سید محمود دعائی

"امام زدائی در خاطره نگاری های اخیر" در گفت و گوهائی با سیدحمید روحانی، سید حسین موسوی تبریزی و روح الله

حسنیان

"یاد آن خرداد ماندگار" در گفت و گوی یادآور با شیخ علی اصغر مروارید

"ناگفته هائی از تاریخچه مبارزات و سیره عملی امام خمینی" در گفت و گوی یادآور با سیدهادی خسروشاهی

"امام و روشنفکران، تعامل ها و تقابل ها" در گفت و گوی یادآور با دکتر سیدصادق طباطبائی

"کارنامه موسسه نشر و تنظیم آثار امام در بوته نقد" در گفت و گوی یادآور با دکتر حمید انصاری

جستارهائی از منش و روش امام خمینی به روایت آیت الله لنکرانی و یاران او به قلم علی ابوالحسنی(منذر)

برای دریافت برخی از مطالب این نشریه به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.iichs.org/yadavar.htm

نامه سرگشاده جنبش عدالتخواه دانشجویی خطاب به رئیس دادسرای انتظامی قضات

دستی که  می خواهد با ناپاکی درافتد، باید خود پاک باشد" رهبر حکیم انقلاب

نامه سرگشاده جنبش عدالتخواه دانشجویی خطاب به
حجه الاسلام صدیقی
ریاست محترم دادسرای انتظامی قضات

چندی است موارد متعددی از مفاسد مدیریتی در دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین آقای قاضی مرتضوی ،دادستان تهران در این خصوص، توسط یکی از نمایندگان  محترم مجلس که عضو کمیته تحقیق و تفحص از دانشگاه  آزاد بوده، به صورت علنی در رسانه ها منتشرشده است. و پیش از  این هم مسئول کمیته تحقیق و تفحص مجلس از دانشگاه آزاد از اهمال و تخلفات این قاضی در عدم رسیدگی به پرونده متهمان اصلی فروش سوالات کنکور دانشگاه آزاد اسلامی در سال های 82و 83 و همچنین گم شدن این پرونده مهم و حساس در دادستانی تهران، ، خبر داده بود.


از سوی دیگر شاهد برخورد ها ی نامعقول و غیرقانونی این قاضی با یکی دیگر از نمایندگان محترم مجلس و اعضای هیئت تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه و نیز توهین این قاضی به جایگاه نمایندگی و شأن نظارتی مجلس و همچنین تهدید رسانه ها و مطبوعات و فیلتر کردن یکی از سایت ها به بهانه درج جوابیه آن نماینده محترم در جواب اهانت نامه این قاضی، بوده ایم. که با واکنش شدید جمع کثیری از نمایندگان مجلس هشتم همراه بود.


با توجه به تعارضات پیش آمده بین نمایندگان مجلس و این قاضی و مطرح شدن این سولات و ابهامات در اذهان عمومی جامعه، خواستاریم با عنایت به جایگاه قانونی آن نهاد که مرجع رفع این ابهامات می باشد؛ به موارد متعدد اتهامات و تخلفات احتمالی این قاضی در پرونده های مطرح شده از سوی این نماینده مجلس ، و موارد ذکر شده در بالا با قاطعیت ودقت هرچه  سریع تر رسیدگی نمایید و گزارش عملکرد خود را در این خصوص به صورت علنی منتشر نمایید.


بدیهی است عدم پیگیری چنین شبهاتی در فضای جامعه موجب بی اعتمادی مردم نسبت به دستگاه قضایی حواهد شد.انشالله با پیگیری جدی این پرونده گامی در جهت رسیدن به هدف عالی این قوه که بفرموده رهبری همان ملجأ و پناهگاه مظلومان و مستضعفان هست، برداشته باشیم.

آمریکایی‏ها از برترین ملت‏ها/ با مردم اسراییل دوستیم/ دوره حاکمیت یک دین گذشته است

معاون رئيس جمهوري گفت: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است . ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي دانيم.

به گزارش فارس اسفنديار رحيم مشايي، صبح امروز در همايش نوآوري و شكوفايي در صنعت گردشگري كه در محل مركز همايش‌هاي صدا و سيما برگزار شد اظهار داشت: دوره آنكه كسي بخواهد ديني را بر دنيا حاكم كند گذشته است دنياي امروز گوش‌هايش بيشتر از هميشه تاريخ باز است كه زيباترين پيامها را بشنود.
وي ادامه داد: امروز منطق الهي و انساني، دامنه ساز و افق‌پرداز در دنيا خريدار دارد.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: ما هيچ قدرتي براي توصيف 50سال آينده بشر نداريم.
مشايي ادامه داد: هر منطقي كه بتواند در آينده نزديك ادبياتي داشته باشد كه 3 عنصر آدم، خدا و جهان را با هم تنظيم كند از نظر آيين و مكتب، آينده از آن اوست.
وي افزود: در آينده نژاد و كشور معنا ندارد. آينده از آن انسان‌هاست. هر منطقي كه به خط كشي بين انسانها بينجامد منطقي است كه در دنيا خريدار ندارد. نمي‌توان منطقي را بزك كرد و به مردم ارائه داد.
معاون رئيس جمهوري تأكيد كرد: ما با هيچ كس در دنيا جنگ نداريم ما در 8 سال جنگ فقط دفاع كرديم و حتي يك روز هم نجنگيديم.
مشايي ادامه داد: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه ترين دشمنيها در دنيا به ملت ايران صورت مي‌گيرد. ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي دانيم.
وي در ادامه به رونق بخش خصوصي در گردشگري كشور تأكيد كرد و گفت: پيش از اين بخش خصوصي قدرتمندي در گردشگري كشور نداشتيم اما امروز دولت از اين بخش حمايت مي‌كند و راه را براي آنها بازي مي‌كند.
مشايي در پايان اظهار اميدواري كرد كه در گردشگري به روزي برسيم كه ديگر كسي براي ورود به ايران نياز به ويزا نداشته باشد.

دستگیری یکی از دانشجویان در نماز جمعه شیراز

به گزارش سایت عدالتخواهی؛یکی از دانشجویان شیرازی امروز در نماز جمعه شیراز به جرم پخش بیانیه دستگیر شده  است.دانشجویان عدالتخواه شیرازی در اعتراض به روند رسیدگی به پرونده های مفاسد اقتصادی و همچنین زندانی کردن طلبه عدالتخواه سیرجانی در زندان وِیژه طلاب شیراز به جرم رعایت نکردن شأن روحانیت ،بیانیه ای صادر کردند؛که متن بیاینه تا ساعتی دیگر بر روی خروجی این سایت قرار خواهد گرفت.

طبق آخرین اخبار رسیده این دانشجوی بازداشت شده، شاکی خاصی ندارد و با فشار مسئولان ستاد برگزاری نمازجمعه بدون شکایت و شاکی هم اکنون در بازداشتگاه به سر می برد .

قرار است در صورت آزاد نشدن وی تجمعی در مقابل کلانتری نیروی انتظامی شیراز تا ساعاتی دیگر برپا شود .اخبار بعدی را از سایت عدالتخواهی پیگیری کنید

خس‌خس نفسهایشان نجوایی عاشقانه با ملائک است

نمی‌دانم آیا تا به حال یک جانباز شیمیایی که دچار عارضه ریوی باشد را از نزدیک دیده‌اید یا نه؟

نمی‌دانم بگویم خوشا به سعادتتان که آن اسوه‌های صبر را دیده‌اید و یا اینکه...

دیدن رنج و مشقت یک انسان برای هرکسی سخت و منقلب کننده است، چه برسد به دیدن انسانی که حتی عادی‌ترین نیاز حیاتیش، یعنی تنفس را با سختی انجام می‌دهد!

 مردانی که کم هم نیستند و اگر حال و حوصله‌اش را داشته باشیم! و همت کنیم، می‌توانیم در آسایشگاه‌های شهرمان به دیدارشان برویم.

تا به حال چند بار به ملاقات این کوه‌های استقامت رفته‌ایم تا نمونه‌هایی زنده! از پایمردی را ببینیم و از خواب شیرین روزمرگی خود بیدار شویم؟!

آیا تا به حال صدای خس‌خس نفس‌هایشان راشنیده‌ایم؟

به خداوندی خدا قسم، خس‌خس نفسهایشان نجوایی عاشقانه با ملائک است.

ولی شنیدنش گوش بصیرت می‌خواهد که ما نداریم! و شاید حتی وقتی چند لحظه‌ای به آن گوش می‌سپاریم، خود احساس خفگی کنیم!!

تا به حال دیده ایدشان؟

وقتی می‌بینی نفسش کم می‌آید؛

وقتی می‌بینی دانه‌های درشت عرق از پیشانیش سرازیر می‌شود؛

وقتی می‌بینی لبهایش کبود می‌شود؛

وقتی می‌بینی با اسپری‌های کوچک و بزرگ خود، سعی می‌کند تا راه نفسش را باز کند؛

وقتی می‌بینی کوله پشتی خاکی رنگی را همیشه به دنبال خود می‌کشد و هراز گاهی از ماسک اکسیژن درونش استفاده می‌کند؛

وقتی می‌بینی مجبور است نفس کشیدن، که یک حرکت غیرارادی و در ظاهر راحت و بی‌دردسر است را با زحمت انجام دهد و به همین دلیل زود خسته شود و به قول یکی از همین عزیزان "گاهی یادمان می‌رود که باید نفس بکشیم...!!" به چه می‌اندیشی؟

آیا می‌توان باور کرد که برای به دست آوردن مال و مقام دنیا خطر کرده‌اند و به آغوش گاز خردل، VX، تابون، سارین و انواع گازهای عامل خون و اعصاب رفته‌اند؟

جواب به این سوال کاملاً مشخص است، ولی ما فراموش می‌کنیم که بر جوانان این سرزمین، آنهایی که هم سن و سال من و تو بودند و از همه چیز خود گذشتند چه گذشت.

پس بیایید اگر مرهمی بر درد کهنه شان نیستیم، نمک زخمشان نباشیم.

ناگفته‏هايى از بهائيت

شايد هيچ تحليلي گوياتر از اسناد موجود در بررسي ماهيت فرقه بهائيت و اقدامات مخرب و انحرافي پيروان آن وجود نداشته باشد.

نوشتار حاضر، به بيان ناگفته‌هايي از بهائيت براساس بعضي اسناد اختصاص يافته است.

تاريخ معاصر ايران، ناگفته‏هاى بسيارى دارد كه از جمله آن‌ها، نقش مخرّب فرقه بهائيت در تحولات سياسى، اقتصادى و اجتماعى ايران است و شرح آن فرصتى بسيار گسترده مى‏طلبد. آنچه در اين مجال در پى آنيم، اشاره به ناگفته‏هايى از فعاليت اين فرقه است.

خوشبختانه، بر اساس اسناد به‌جامانده از دوران رژيم پهلوى، اطلاعات بسيار ارزشمندى از فعاليت‏هاى خيانت‌آميز سران اين فرقه در دسترس محققان و پژوهشگران قرار گرفته است، [1] ضمن اينكه، خاطرات روشنگرانه عده‌اي از مطلعان، نظير مرحومان فضل‌الله مهتدى معروف به صبحى، عبدالحسين آيتى (آواره سابق)، حسن نيكو و ديگران، كه سال‌ها از نويسندگان و مبلغان زبده بهائيت بوده و سپس تائب شده و به دامان اسلام برگشته‏اند، مى‏تواند خلأهاى پژوهشى اسناد را جبران نمايد.

نفوذ و فعاليت گسترده بهائيان در سطوح بالاى دستگاه ادارى كشورمان در زمان سلطنت محمدرضا پهلوى بر كسى پوشيده نيست. [2] ضمن اينكه در عصر پهلوى، پيوندهاى مستحكم و آشكارى بين سران اين فرقه و رژيم اشغالگر قدس وجود داشت. هم‌زمان با دوران نهضت ملى نفت به بعد، به‌ويژه سال 1332، فعاليت گسترده و سازمان‌دهى‌شده‏اى از طرف بهائيان در كشورمان آغاز شد. متقابلاً در همان سال‌ها واعظ شهير، مرحوم حجت‏الاسلام فلسفى، در سال 1334 به اشاره و دستور آيت‌الله‌العظمى بروجردى سخنراني‌هاي روشنگر و پرشوري عليه بهائيت انجام داد كه (به‌رغم مخالفت شديد دسته‌اي از مسئولان عالى‌رتبه رژيم، نظير اسدالله علم) از راديو پخش شد و درواقع يكى از عكس‌العمل‌هاي مهم نيروهاى مذهبى در مقابل گسترش فعاليت فرقه ضاله بود. [3]

اسناد موجود، نكات مهمى از برنامه‏هاى بلندمدت بهائيان در اين مقطع را فاش مي‌سازد. اولين برنامه بلندمدت فرقه از سال 1332 شروع شد و در 1342 به پايان رسيد. با رحلت مرحوم آيت‌الله بروجردى، هم‌زمان با اجراى سياست‏هاى مورد نظر امريكايى‏ها توسط محمدرضا پهلوى در ايران، بهائيان هم فعاليت‏هاى خود را شدت بخشيدند.

در قسمتى از گزارشى كه سال 1344 درباره برنامه ده‌ساله فرقه تهيه (و به نظر شاه هم رسانده) شده چنين آمده است: "... به طورى كه فوقاً به عرض رسيد، از مفاد نامه‏ها و بخشنامه‏هاى صادره محفل مركزى چنين استنباط مى‏گردد كه هدف نهايى، ازدياد وابستگان به فرقه بهائى و تا حداكثر امكان نفوذ در تمام قسمت‌ها و نقاط كشور به خصوص در ميان مردم دهات و ايلات و عشاير است.... " در دستوراتى كه محفل بهائيان صادر كرده بود راهكارهاى رسيدن به اهداف مورد اشاره، ارائه شده بود كه از جمله آن‌ها، راه‌اندازى محافل بهائى در نواحى فاقد محفل، و داير كردن كلاس‌هاى رفع اشكال و نيز گردآورى "هرگونه كتب خطى يا مطبوع كه داراى مطالبى درباره افكار و عقايد، روحيات و خصوصيات مرسوم و عادات يا هرنوع اطلاعات ديگرى راجع به عشاير و ايلات" و ارسال آن به مركز مي‌باشد. [4]

از موضوعات جالب توجه، هم‌زمانى پايان برنامه ده‌ساله اول بهائيان با اوج‌گيرى نهضت اسلامى ملت ايران به رهبرى مراجع معظم تقليد و در رأس آن‌ها امام خمينى(ره) است. امام و ساير علما و مراجع، معتقد بودند كه سران بهائيت در ايران، عمال اسرائيل‏اند و لايحه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى (مصوّبه دولت عَلَم) بيشتر براى هموار ساختن راه نفوذ اين فرقه در كشور طراحى شده است: "حساسيت موضوع، زمانى روشن مى‏شود كه دانسته شود بهائيان، ايران را بعد از اسرائيل دومين سرزمين بهائيان، و آن را مركز قيام و تسخير جهان مى‏دانستند. آن‌ها با چاپ نقشه ده ساله خود اهميت ايران را براى بهائيان نشان دادند. "[5]

در بهار سال 1342 دوهزار نفر زن و مرد بهائى با مساعدت دولت ايران (يعنى همان كابينه اسدالله علم، كه به دستور امريكا، قيام ملت در 15 خرداد همين سال را به خاك و خون كشيد) از طريق فرودگاه مهرآباد به لندن رفتند تا در هشتم ارديبهشت در يك اجتماع پانزده‌هزار نفرى براى معارفه گروه نُه نفرى رهبرى اين فرقه شركت جويند. [6]

اقدام نادرست و خلاف شرع و عرفى كه خروش اعتراض‌آميز امام خمينى را به دنبال داشت: "از چيزهايى كه سوء نيت دولت حاضر را اثبات مى‏كند، تسهيلاتى است كه براى مسافرت دوهزار نفر يا بيشتر از فرق ضاله قائل شده است و به هر يك پانصد دلار ارز داده‏اند و قريب 1200 تومان تخفيف در بليط هواپيما داده‏اند، به مقصد آنكه اين عده در محفلى كه در لندن از آن‌ها تشكيل مى‏شود و صد درصد ضدّ اسلامى است شركت كنند. در مقابل براى زيارت حجاج بيت‌الله الحرام چه مشكلات كه ايجاد نمى‏كنند و چه اجحافات و خرج‌تراشي‌ها كه نمى‏شود"؟![7]

پنج روز پس از سركوب خونين قيام پانزده خرداد نيز محفل ملى بهائيان تهران نامه تشويق‏آميزى به تيمسار سرتيپ پرويز خسروانى (فرمانده ژاندارمرى ناحيه مركز در زمان كشتار پانزده خرداد، و بعدها آجودان فرح، معاون نخست‌وزير و رئيس سازمان تربيت بدنى، و نيز مديرعامل باشگاه تاج بعد از بازنشستگى) نوشت و طىّ آن، قيام حق‏طلبانه ملت مسلمان به رهبرى مراجع معظم تقليد و در رأس آنان امام خمينى را "تجاوز اراذل و اوباش و رجاله" و "سوء عمل جهلاى معروف به علم"! ناميد و ضمن "تقدير" از "زحمات و خدمات و سرعت عمل تيمسار" نوشت: "تاريخ امر بهائى آن جناب را در رديف همان چهره‏هاى درخشان و نگهبان مدنيت عالم انسانى ثبت و ضبط خواهد نمود"![8]

در چنين شرايطى بود كه امام خمينى، در پيام‌ها و اعلاميه‏هاى كوبنده خويش بهائيان را عمال اسرائيل ياد كرد و با روشنگري‌هاي خود، خواب خوش آن‌ها، و قدرت‌هاى مستبد و جهان‌خوار حامى‌شان در داخل و خارج كشور را، برآشفت: "اين جانب حسب وظيفه شرعيه به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مى‏كنم. قرآن كريم و اسلام در خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد در معرض قبضه صهيونيست‏هاست كه در ايران به شكل حزب بهائى ظاهر شدند و مدتى نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمال خود قبضه مى‏كنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شئون ساقط مى‏كنند. تلويزيون ايران پايگاه جاسوسى يهود است. [9] و دولت‌ها ناظر آن هستند و از آن تأييد مى‏كنند. ملت مسلمان تا رفع اين خطرها نشود سكوت نمى‏كنند و اگر كسى سكوت كند، در پيشگاه خداوند قاهر، مسئول... است. "[10]

به گواه اسناد موجود، محفل بهائيت، براى رسيدن به اهداف مهم‌تر خويش، برنامه ديگرى تهيه كرد كه اجراى آن از اواخر سال 1343، يعنى پس از تبعيد امام (به جرم مخالفت با كاپيتولاسيون) آغاز گرديد. برنامه دوم بهائيت، كه نُه ساله بود، تا سال 1354 ادامه يافت و مى‏توان گفت كه در طول اين برنامه، با حمايت شاه، امريكا و اسرائيل، تمامى اركان رسمى كشور در اختيار بهائيان قرار گرفت. در 1351 طبق اسناد ساواك، 112 تن از امراى ارتش، شهربانى و ژاندارمرى از بهائيان بودند. "بهائيان در مدت كوتاهى چنان رشد كردند و مشاغل حساس را به اشغال خود درآوردند كه در كابينه هويدا نُه وزير بهائى" حضور داشتند. [11]

از اسناد و گزارش‌هاى موجود در مركز اسناد انقلاب اسلامى چنين روشن مى‏شود كه هر چه دوران شروع انقلاب اسلامى نزديك‏تر مى‏شد نفوذ روزافزون و همه‌جانبه اين فرقه استعمارى در تمامى اركان حكومت افزون‌تر مي‌گشت. به علاوه جسارت و جرئت بهائيان در سطح جامعه و مجامع دانشگاهى افزايش مى‏يافت، تا جايى كه به وابستگى خود به بيگانگان افتخار مي‌كردند و از بيان علنى اين امر ابايى نداشتند. در گزارش زير از سال 1356 آمده است: "طبق اطلاع، اخيراً شخصى به نام شهرام عيسى‌خانى، دانشجوى سال اول رياضى دانشكده علوم دانشگاه آذرآبادگان، در كلاس درس، ساير دانشجويان را به قبول مسلك بهائيت تشويق و چنين اظهار مى‏دارد كه دولت شوروى و انگليس مخفيانه به بهائيان پول مى‏دهند كه تا كميته بهائيان را تقويت كنند. ما نيز افراد بهائى، به‌ويژه اشخاصى را كه به اين مسلك بپيوندند از نظر تأمين مسكن و كمك‌هزينه زندگى حمايت و كمك مى‏كنيم. "[12]

در همين زمينه، گزارش بسيار جالبى از جلسه بهائيان شيراز وجود دارد كه مراحل پيشرفت و اهداف واقعى فعاليت بهائيان در ايران و خواسته اصلى ايشان را به‌خوبى نشان مى‏دهد. قسمتى از گزارش ساواك از سخنان فردى بهائى به نام ولى‌الله لقمانى چنين است: "اكنون از امريكا و لندن صريحاً دستور داريم در اين مملكت مد لباس و يا ساختمان‏ها و بى‏حجابى را رونق دهيم كه مسلما[نا]ن نقاب از صورت خود بردارند. به طورى كه من مطالبى در منزل آقاى معتمد قرائت كردم و تمام دختران و پسران بهائى خوشحال شدند. "

راهكارهايى كه فرد بهائى فوق ارائه داده جالب است: "در ايران و كشورهاى مسلمان ديگر هرچه بتوانيد با پيروى از مد و تبليغات، ملت اسلام را رنج دهيد تا آن‌ها نگويند امام حسين[ع‏] فاتح دنيا بوده و على[ع‏] غالب دنيا. البته بهائيان هم تصديق دارند، ولى نه براى قرن اتم؛ اتمى كه به دست بهائيان درست مى‏شود، اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائيل ساخته مى‏شود. اين مسلمانان آخر به دست بهائيان از بين مى‏روند و دنياى حضرت بهاء‌الله رونق مى‏گيرد"![13]

در ادامه، چند سند تاريخى در خصوص برنامه اول و دوم بهائيت در كشورمان در دهه‏هاى 1340 و 1350 شمسى آورده شده است:

 

سند شماره 1:

نسخه شماره چهار و چهار يك

به 20 هـ 4[14]

از 321

شماره: 1242/321

تاريخ: 5/4/48

گيرندگان: 302ــ310

موضوع: فعاليت بهائيان

 

به قرار اطلاع، در جلسه هفتگى مورخ 25/4/48 بهائيان كه در خيابان سبلان كوچه كرمى پلاك 27 تشكيل گرديده بود، شخصى به نام واحديان ضمن صحبت درباره امور مذهبى اظهار داشته است: "كارهايى كه اكنون به دست اعليحضرت همايون شاهنشاه آريامهر صورت مى‏گيرد هيچ كدامش روى اصول دين اسلام نيست، زيرا خود شاه به تمام دستورات بهائى آشنايى دارد و حتى ايشان با اشرف پهلوى در دوران كودكى در مدرسه بهائيان در خيابان اميريه كه در آن زمان از مدارس عالى تهران بود درس خوانده‏اند و دليلش آن است كه عكس آن زمان‌ شاه و اشرف هم‌اكنون موجود است كه ايشان ايستاده‏اند و قبل از اينكه به كلاس درس بروند دعا مى‏خوانند. حالا مردم احمق مى‏گويند شاه بهائى است؛ چكار مى‏توانند بكنند. فلسفى بالاى منبر مى‏گويد شاها مواظب باش ببين دكتر شما چه شخصى است، كارها را به دست بهائيان ندهيد. ولى اين گفتار اثرى ندارد ــ هم‌اكنون تيمسار صنيعى، وزير جنگ، و تيمسار شيرين‌سخن بهائى هستند و هرچه نزديك‌تر شويد مى‏بينيد كه چه كارهاى مهمى به دست بهائيان است. چرا؟ براى اينكه آن‌ها بيشتر مى‏فهمند."

تحقيق پيرامون موارد زير مورد نياز است:

1ــ تعيين صحت و سقم موضوع؛ 2ــ واحديان شناسايى و مشخصات بيشترى از وى اعلام دارند؛ 3ــ گردانندگان جلسات مزبور چه كسانى هستند و هدف از تشكيل اين جلسات آيا جنبه مذهبى دارد يا فعاليت‌هاى ديگرى در پوشش مذهب [است؟]؛ 4ــ در جريان جلسات مورد بحث قرار گرفته و نتيجه را به موقع اعلام دارند. [15]

 

سند شماره 2:

طبقه‌بندي حفاظتي: خيلي محرمانه

گزارش خبر

صفحه يك از يك

صفحه شماره يك از چهار

1ــ به: 321

2ــ از: 7 هـ[16]

3ــ شماره گزارش: 7596/ هـ

4ــ تاريخ گزارش: 18/2/50

منبع: 1699

تاريخ وقوع: 11/2/50

تاريخ رسيدن خبر به منبع: 11/2/50

تاريخ رسيدن خبر به رهبر عمليات محل: 12/2/50

موضوع: بهائيان

 

جلسه‏اى با شركت نُه نفر از بهائيان ناحيه 15 شيراز در منزل آقاى فرهنگ آزادگان و زير نظر آقاى لقمانى تشكيل گرديد. بعد از قرائت‌نامه، آقاى ولى‌الله لقمانى در مورد اديان جهان و آمار آن‌ها و شهداى بهائيت سخن گفت. وى اضافه كرد آقايان بهائيان بهتر است بيشتر مطالعه نمايند و از روى حقيقت قضاوت كنند تا بفهمند معنى بهائيت كه امروز آزادى بيشترى دارند يعنى چه؟

در زمان قديم، احبّاء نمى‏توانستند بگويند ما بهائى هستيم و نمى‏توانستند تبليغ كنند. اگر هم مبارزه‏اى مى‏نمودند، فوراً آن‌ها را مى‏كشتند، ليكن اكنون آن تعصب‌ها كنار گذاشته شده است. اكنون از امريكا و لندن صريحاً دستور داريم در اين مملكت مد لباس و يا ساختمان‌ها و بى‏حجابى را رونق دهيم كه مسلما[نا]ن نقاب از صورت خود بردارند. به طورى كه من مطالبى در منزل آقاى معتمد قرائت كردم و تمام دختران و پسران بهائى خوشحال شدند. در ايران و كشورهاى مسلمان ديگر هر چه بتوانيد با پيروى از مد و تبليغات، ملت اسلام را رنج دهيد تا آنها نگويند امام حسين[ع‏] فاتح دنيا بوده و على[ع‏] غالب دنيا. البته بهائيان هم تصديق دارند ولى نه براى قرن اتم؛ اتمى كه به دست بهائيان درست مى‏شود، اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائيل ساخته مى‏شود. اين مسلمانان آخر به دست بهائيان از بين مى‏روند و دنياى حضرت بهاء‌الله رونق مى‏گيرد.

نظريه يكشنبه: [17] اظهارات شنبه مورد تأييد است. درياني.

نظريه چهارشنبه: صحت اظهارات شنبه مورد تأييد است.

نظريه 7/ هـ ــ نظريه چهارشنبه مورد تأييد است. م

بايگاني شود.... [18]

 

پي‌نوشت‌ها

[1]ــ رك: آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده بهائيت.

[2]ــ محمدحسن رجبي، زندگي‌نامه سياسي امام‌خميني، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1377، ص231

[3]ــ براي شرح ماجرا رك: خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفي، ويرايش علي دواني، محمد رجبي و محمدحسن رجبي، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1376، ص190 به بعد.

[4]ــ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده بهائيت در آذربايجان.

[5]ــ روح‌الله حسينيان، سه سال مرجعيت شيعه در ايران (1343ــ1341)، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ دوم، 1384، ص179؛ عنوان نقشه ده‌ساله چنين نوشته شده است: "وقت قيام و خروج و هجوم و جوش و خروش و كفاح و تسخير مدن و فتح اقطار و غلبه بر جهان و جهانيان است (شوقي افندي)، وظايف 19گانه محفل روحاني ملي ايران در اجراي نقشه ده‌ساله. " (رك: سند شماره 3)

[6]ــ محمدحسن رجبي، همان، صص278ــ277

[7]ــ امام‌خميني، صحيفه نور، مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361، ج1، ص44

[8]ــ رك: سيدحميد روحاني، نهضت امام‌خميني، ج1، تهران، عروج، چاپ 15، 1381، ص 1516، سند شماره 266

[9]ــ مي‌دانيم كه تلويزيون ايران، در عصر پهلوي، پيش از آنكه در اختيار دولت قرار گيرد، در تملك حبيب ثابت، بهائي سرمايه‌دار و صهيونيست‌مآب مشهور، قرار داشت.

[10]ــ امام‌خميني، همان، ج1، ص34

[11]ــ روح‌الله حسينيان، همان، صص186ــ185

[12]ــ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده بهائيت آذربايجان، سند شماره 1030 ــ 21 ــ 55 به تاريخ 7/3/1356

[13]ــ روح‌الله حسينيان، همان، ص183، سند شماره 13

[14]ــ "20 هـ"، اداره ساواك تهران؛ 310، دفتر اداره يكم عمليات و بررسي (وابسته به اداره كل سوم: "امنيت داخلي" سازمان ساواك؛ و 321 نيز اداره دوم عمليات و بررسي آن سازمان، بخش دانشگاه تهران است.

[15]ــ آرشيو اسناد مركز اسناد انقلاب اسلامي.

[16]ــ مقصود از 7 هـ ساواك استان فارس است.

[17]ــ شنبه، منبع نفوذي ساواك؛ و چهارشنبه، رئيس سازمان اطلاعات و امنيت منطقه و رئيس اداره كل ساواك است. مقصود از 7 هـ نيز ساواك استان فارس است.

[18]ــ آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي، پرونده بهائيت تهران

غزلی از امام

عیب از ما است اگر دوست ز ما مستور است       دیده بگشاى کـــــه بینى همــه عالم طور است

لاف کـــم زن کـــــــــه نبیند رخ خـورشید جهان       چشــم خفــاش کـــــه از دیدن نــورى کور است

یــــــــــا رب ایــن پرده پندار که در دیده ماست       بـــاز کن تــــا کــــه ببینم همــــه عالم نور است

کــــــــــاش در حلقه رندان خبرى بود ز دوست        سخن آنجا نه ز ناصر بــــــود ،از « منصـور» است

واى اگـــــر پــــــــرده ز اســــرار بیفتــــــد روزى      فاش گردد که چه در خرقــــه این مهجــــور است

چــــــه کنــــــــم تا به سر کوى توام راه دهند      کاین سفر توشه همى‏خواهــد و این ره دور است

وادى عشق که بى هوشى و سرگردانى است     مــــــدعى در طلبش بـــــوالهوس و مغــرور است

لـــب فرو بست هر آن کس رخ چون ماهش دید      آنکــــه مـــــدحت کنـد از گفته خود مسرور است

وقت آن است کــــــــه بنشینم و دم در نـــــزنم       به همــــه کــون و مکان مدحت او مسطور است

تصاویر خط مقدم مزدوران بعثی عراق